|
یکی راههایی که می توانیم این دولت غیر قانونی را تضعیف کنیم تحریم بخشی از فعالیتهای آن می باشد.
همچنین تشویق مردم به انجام اموراتی که در طول روز با آن سر و کار داریم. خشونت در مبارزات ما جایی ندارد، خواسته هایمان را بصورت مسالمت آمیز و در کامل آرامش طلب میکنیم. بعضی از مخالفان موج سبز، نظرشان این است بعد از انتخابات و حتی روز قدس دیگر کاری نمی توانید انجام دهید. دوستان عزیز به یاد داشته باشید، هر جنبشی به آسانی پیروز نخواهد شد. ثبات در پیمودن راهی که در آن قرار گرفته ایم مهمترین دلیلی است که می تواند ما را به سوی پیروزی سوق دهد. ما باید بطور صحیح و با برنامه ریزی دقیق، موارد زیر را اطلاع رسانی کنیم تا اینگونه مبارزات تبدیل به فرهنگی در جامعه شود و به نوعی در برنامه زندگیمان آنها را پیاده کینم. از اینرو براحتی ضربه سختی به حکومت دیکتاتوری و دولت احمدی نژاد خواهیم زد. باید سعی کنیم برای پوشش دادن هرچه بهتر این اهداف باید وبلاگ نویسان دیگر را با خود متحد کنیم. منعکس کردن این اهداف در وبلاگهایمان کار بسیار ساده ای است که می توانیم انجام دهیم. ۱- تا جای که می توانید از سرویسهای وزارت ارتباطات مانند همراه اول استفاده نکنید. بخصوص از زمان قطع خودسرانه و از پیش برنامه ریزی شده پیامک ها، همچنین فیلترینگ سایتهای داخلی از سوی این وزارتخانه، برای ارتباط تا جایی که می توانید از پیامک استفاده کنید. ۲- تحریم کالاهایی که از صداوسیما تبلیغ میشوند، مانند برنج محسن، محصولات تبرک، محصولات چی توز، محصولات صحت و...، در آمد اصلی صدا و سیما پخش آگهی بازرگانی است. ما با تبلیغ این قسمت می توانیم میزان سفارشات تبلیغاتی از سوی تولیدکننده ها را کاهش یابد. ۳- عدم شرکت در مسابقه های صداو سیما از طریق پیامک، که از این طریق سود فراوانی نصیب مخابرات خواهد شد. ۴- شرکت نکردن در جشنواره های بانکی، عدم سپرده گذاری بلند مدت در بانکها، بخصوص موسسه های مالی و اعتباری قوامین، مهر و انصار که زیر نظر مستقیم ناجا و سپاه می باشند. ۵- تحریم هایی دیگری نیز هست که باید بصورت مقطعی و مدت دار انجام بگیرند. ۶- از آنجایی که همه واقفید نماز جمعه واجب نیست، پس سعی کنید هر طوری که میتوانید آنرا تحریم کنید. همانطور که نماز عید فطر تحریم شد. ۷- شعارهای سبز در حمایت رهبران جنبش در ورزشگاهها که بصورت مستقیم از صدا و سیما پخش میشود. همانطور که در چند مسابقه چنان هراسی در دل متولیان این رسانه انداخت که بازیها را با تاخیر پخش کردند. ۸- استفاده از رنگ سبز در هر جا که برایتان مقدور است. باز هم تاکید داریم اجرای صحیح این موارد بسیار کارساز است. همانگونه که نتیجه اش را در برخی جاها نمایان شده است. پس تا رسیدن به پیروزی هرگز ساکت نخواهیم شد. تربیون ما وبلاگ ماست. در صورتیکه طرحی در نظرتان است ما را مطلع کنید در اسرع وقت آنرا منعکس میکنیم. پاداش ما در این راه، شادی مردم عزیزمان است منبع:http://mojesabzeblog.blogfa.com/ توسط : یار همیشه سبز
دوشنبه 6 مهر
همزمان با حضور کودتاچیان در دانشگاه تهران، دانشجویان معترض
با وجود همه فشارها و تهدیدهای نیروهای امنیتی طی یک ماه گذشته، فریادهای
اعتراضی مرگ بر دیکتاتور سر دادند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این تجمع که با حضور هزار دانشجو همراه بود
از مقابل دانشکده هنرهای زیبا آغاز شدند و به تدریج پس از به راه افتادن
دانشجویان به سمت ضلع شمالی دانشگاه، لحظه لحظه بر شمار معترضین افزوده شد. دانشجویان معترض که نمادهای سبز از جمله پلاکاردهای سبز رنگ حاوی نوشته
ها و دستبندها و بادکنک های سبز بهمراه داشتند با عبور از مقابل دانشکده
های مختلف در مقابل کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ایستادند و یکصدا فریاد
های "مرگ بر دیکتاتور"، "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد"، "مجتهد واقعی
منتظری صانعی"، "دانشجوی زندانی ازاد باید گردد"، "ندائیم، سهرابیم، ما
همه یکصدائیم"، "کروبی بازداشت دستگیر بشه ایران قیامت میشه"، "کروبی بت
شکن بت بزرگ بشکن"، "شکنجه، تجاوز دیگر اثر ندارد"، "دولت کودتا استعقا
استعفا"، "یا حسین میرحسین"، "احمدی دروغگو شصت و سه درصدت کو"، "رایم
کو"، "آزادی" و ... سردادند. توسط :یار همیشه سبز منبع:http://nedayeazadi.mihanblog.com/post/1832
بیانیه شماره 13 مهندس میر حسین موسوی: بسم الله الرحمن الرحیم راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک
نقطه عطف محسوب میشود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق
افتاد انتظار میرود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام
و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر
برخی از آنها به خاطر پیشداوریهای نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت
و رحمت را لمس کنند. این برکت، میوه دوراندیشیهای امام بود. او بارها به ما میگفت
بنیانهای درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها
را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا
کنیم، ولی او خود در سیرهاش اینگونه عمل میکرد؛ تمامی ستونهای جمهوری
اسلامی را بر پایههایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال
چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر
نباشد این شالوده را دیگرگون كند. روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمیتوان مردم را از صحنه
دور کرد. با چنین دعوتی نمیتوان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع
ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به
فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبهای باقی نگذارد.
اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای
میلیونی مردم معلوم میشود. سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و
تفاوتهایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را میآزرد همصدا شوند.
چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که
وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شدهایم
در عین قبول تفاوتهاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در
دیدگاههای خود درمان دردهای مشتركشان را دنبال کنند. از این روست که اگر
این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست
میدهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمیگذارد و دیگر نمیتواند روز
اسلام و روز مستضعفان باشد. آرمان این روز آن است که رنگهای گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه
بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا
اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از
آنان با مشتهای گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ
داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور
میکردم و میدیدم که آن چهرهها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن
چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه
برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند. از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست میکردند بیشترین
بهره را از آن بردند. آنها به واضحترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت
بیسابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر
کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن
فرا برسد، آنان بینتیجه و پرخطا بودن سیاستهای خود را ملاقات نمیکردند
و زمانی با هزینههای سنگین عملکرد خود روبرو میشدند که برای چاره کردن
بسیار دیر بود. خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید.
خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین میزند. درمقابل رفتارهای زشت
امنیتی و تحریکهای مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این
حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمیکند. ما به اندازهای که از
خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوششهایمان نتیجه میگیریم و اگر به سوی
تندرویهای بیدلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در
یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی
مناسبتر از سوی حاکمان میبینند که هوشیار و خردمندند، و خردمند کسی است
که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد. خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این
که بدتر از وضعیتی که از آن رنج میبریم و بدان اعتراض میکنیم نیز هست.
در پیشرو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای
ساختارشکنانه نیست. همانگونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع
تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما
هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرتها ما را از
استیفای حقوقمان منصرف نمیکنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که
بدون پرداختن چنین هزینههای سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم. آن چیزی که میتواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای
زرینی است که انتخاب کردهایم. هیچ كلمهای که دوستی و برادری میان مردم
را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمیانجامد. ما
اسلام رحمانی را درمان دردهای خود میدانیم و آن چیزی را که اینک به نام
دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی میشود پوستینی وارونه میبینیم. ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به
اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه
زیاد را میخواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج ومرج طلب میشناسیم که
با بهانه و بیبهانه از موازین اسلامی عدول میکنند و بنا بر امیال شخصی
به تعطیل اصول قانون اساسی دست میزنند. فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان
آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود میپرسند چه چیز ما را از رسیدن به
آرمانهایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا
دارد درباره كوششهای امروز و فردای ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم
تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟ ما تنها در صورتی به این اطمینان میرسیم که دستاوردهای سیاسی -
اجتماعی خود را به زندگیهای روزمرهمان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته
مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشتهاند، اما همه آنها متکی به
مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و
همین كه مردم خسته میشدند یا تصور میكردند باید به خانههایشان بازگردند
محصول از میان میرفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی
است زندگی است. این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در
آن سالها دو گروه در جبهههای جنگ حاضر میشدند؛ گروه نخست ایام جنگ را
مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه
پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی
سرشارتر به جبهه میرفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمیشدند؛
میرفتند تا از فضای نورانی آنجا بهرهمند شوند. شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکردهاند هضم این کلمات آسان
نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمیکردند؛ نامدارترین قهرمانان
ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست میآوردند باور نداشتند
که دارند از خودگذشتگی میکنند. آنها سالهای جنگ را زندگی کردند و پس از
آن مبارزهشان شروع شد؛ مبارزهای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل
خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمیتوانستیم هشت سال با
دستان خالی بایستیم. در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته
ایثارگران را به عنوان یکی از فعالترین بخشهای ستاد اینجانب شکل دادند
احساس سربلندی میکردم و چون میگفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام
گردهم جمع شدهاند بار خود را به مراتب سنگینتر میدیدم. بعید میدانم
کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک
سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است. به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت
همان معجزهای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال
در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کردهاند امری گذرا و
موقتی نیست. اگر همه در خانههایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با
همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود. راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانههایمان و
سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشتهای روزمره خود هستیم این پیام
با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی
بودن و این زمانی بودن ما تکرار میشود. روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد
با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز میکند
و به زودی بالغ میشود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا
میدارد. آن وظیفهای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر
اندیشههایی كه در حوالی آن شكل میگیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده
مبارك از آن پرستاری کنیم. به همین ترتیب اگر گفته میشود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده
و تازهای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است
که دارید تجربه میکنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای
پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصداییها و پیوندها و چشمپوشیها و
یکرنگیها و هوشمندیها و سرزندگیهایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است
حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر میکند. علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری
رنجها بینیاز میکند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه
مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال
اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست میآوریم دوام میخواهیم
باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم. اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار
شدهاند کشور در آستانه بحرانهایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را
قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش میرفتیم شاید
سادهانگارانه تصور میكردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما
زمانی که میخواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست. اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به
چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به
آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت دهها میلیارد دلار
از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سالهای گذشته مفقود اعلام میکنند و و
مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بیتفاوت نسبت به حجم این
ارقام که میتواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشیهای سیاسی
افتادهاند. از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنجهایی که بر اثر رفتارهایشان بر
مردم تحمیل میشود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و
بوم را مختل میکند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما اینكه
اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع
اعمال خلاف اخلاق در زندانها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها
هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك
دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی
كمترین واكنشی بر نمیانگیزد. اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامهای ضمن تشریح برداشت
خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این
جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه میكردند که با سپاسگزاری
از حمایت ملتهای دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر
علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم،
زیرا این نه تحریم یک دولت، بلکه تحمیل رنجهای بسیار بر مردمی است که
مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به
این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم. این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان
میگذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این
ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت
ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه
باشیم و پرستاری کنیم. زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود
را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده
شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات
بیدلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان
واگذار كردند و به جاه طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند. مردمی كه میخواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند
جا دارد كه از نخستین قدمهایی كه به ناكامیشان میانجامد بابیشترین
دقتها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست.
حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش
شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک
شكسته نفسی بیحقیقت و تعارف گونه تلقی كنید. برادر شما - میر حسین موسوی توسط :یار همیشه سبز
بیانیه شماره 12 مهندس موسوی: میرحسین موسوی با صدور بیانیه ای دستگیری فرزند شهید مظلوم بهشتی را محکوم کرد. به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم توسط :یار همیشه سبز منبع:http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/892/articleid/440486
نصب شجاعانه پلاکارد روز قدس روز سبز از پل هوایی نیایش: زنده باد جنبش سبز آزادی توسط :یار همیشه سبز
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------- توسط:یار همیشه سبز منبع:http://www.esinice2.blogfa.com/
بهم گفت :انتخاب کن ؟جانت یا وطنت؟ لبخند زدم و گفتم:جانم فدای وطنم... توسط:یار همیشه سبز
دهها فعال دانشجویی دانشگاههای
تهران با صدور بیانیهای، حاکمان را خطاب قرار دادند و به آنها هشدار
دادند که با نابخردی، سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل نکنند.
نویسندگان این بیانیه تصریح کردهاند که «در صورت ادامه دادن روند فعلی
برخورد با فعالان دانشجویی و ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن
آنها» به مقابله خواهند پرداخت. متن کامل این بیانیه را بخوانید: حوادث و اتفاقات رخ داده پس از
انتخابات بار دیگر چهره ای هولناک و خشن از نظامی را به مردم نشان داد که
ادعای حق طلبی و خداشناسی اش گوش فلک را کر کرده است. در دوران حاکمیت
کلیساها در اروپا که تمام دنیا شاهد بودند که دخالت دین در سیاست چه ها که
بر سر مردم نیاورد و اروپا با گذر از آن دوران سخت و پرداخت هزینه هایی به
عظمت چند قرن فلاکت در نهایت با کنارگذاشتن مانع بزرگی به نام دین از سر
راه بشریت به اوج رسیده است. و حال ما در حال تجربه کردن همان بلایا
هستیم، گویی ما هرگز قصد نداریم از تجربیات دیگران استفاده کنیم و راه
درست را تشخیص دهیم. ارزش و جایگاه دین چنان بالاست و نیاز بشریت به آن
چنان شدید است که کوچکترین خدشه و تعرضی به آن لطمات جبران ناپذیری را به
فرهنگ و باور مردم وارد می کند. نظام جمهوری اسلامی با سو
استفاده از باورهای مردم و به نام اسلام و امام زمان چنان ظلم هایی را به
مردم خود روا داشته است که به گواه تاریخ تاکنون هیچ نظامی بر ملت خود
چنین فجایعی را به این صورت روا نداشته است. کشت و کشتارها، دستگیری های
بی حساب و کتاب، شکنجه ها، تجاوزات و بسیاری ظلمهای دیگری که در این مدت
شاهد آن بودیم مجددا بر جهانیان صحت تئوری جدایی دین از سیاست را ثابت
کرد. در این میان برخوردهای خشن و به دور از هرگونه منطق با دانشگاه و
دانشگاهیان نشانه دیگری از عدم بلوغ سیاسی حاکمان و عدم درک صحیح آنها از
شرایط جامعه دانشگاهی دارد. برخوردهایی که اخیرا و با نزدیک شدن شروع سال
تحصیلی و در راستای تصفیه حساب با جامعه دانشگاهی شروع شده را گام دیگری
در راستای تکمیل پروژه کودتاگونه حاکمیت می دانیم و اعتقاد داریم که
اینگونه حرکتها هدفی جز ایجاد ارعاب در محیط دانشگاه و امنیتی کردن فضا و
نیز جلوگیری از شکل گیری هرگونه اعتراضات به کودتای 22 خرداد در دانشگاهها
می باشد. بدینوسیله به حاکمان به شدت هشدار
می دهیم که در صورت ادامه دادن روند فعلی برخورد با فعالان دانشجویی و
ستاره دار، محروم از تحصیل و یا زندانی کردن آنها بی شک ما دوستان،
همراهان و همکلاسی هایمان را تنها نخواهیم گذاشت و با هرگونه برخورد با
بدنه جنبش دانشجویی به مقابله خواهیم پرداخت و برای حمایت از آنها سنگر
دانشگاه را دوباره فعال خواهیم کرد. شک نداریم که کودتاچیان از به خروش در
آمدن مجدد دانشگاه که قطعا با خروشی رساتر از طرف جامعه که در حال حاضر
چون انبار باروتی در انتظار کوچکترین جرقه ایست همراه خواهد شد، به شدت
واهمه دارند. ما نیز حاکمان را از این امر بر حذر می داریم و به آنها
توصیه می کنیم با نابخردی های خود سکوت دانشگاه و جامعه را به فریاد تبدیل
نکنند و هرچه سریعتر برخورد با دانشجویان را متوقف کنند و بدانید که
"دانشگاه هنوز زنده است" و از حرکت نخواهد ایستاد. جمعی از فعالان دانشجویی دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف توسط:یار همیشه سبز
|
درباره من![]()
حامیان موج سبز وبلاگ نویسان
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 نویسندگان"بال شکسته" و "یار همیشه سبز"بال شکسته یار همیشه سبز پیوندها
آزاد, مستقل, معلق
وعده ی دیدار، خیابون یا بالاسر خاک ندا؟ |